![]() |
![]() |
|
صابر ( دوشنبه 87/5/7 :: ساعت 7:54 عصر)
بسم الله
ما عندکم ینفد و ما عند الله باق ولنجزین الذین صبروا اجرهم باحسن ما کانوا یعلمون(97) سوره نحل (آن چه نزد شماست تمام شدنی است و آن چه نزد خداست ماندنی است و قطعاًبه کسانی که شکیبایی کرده اند اجرشان را براساس بهترین کاری که می کردند می دهیم.) |
![]() |
![]() |
|
صابر ( شنبه 87/4/1 :: ساعت 10:32 صبح)
متن سخنرانی دکتر کوشکی در همایش"چگونه به اسراییل کمک می کنیم؟" "به نام او " مردم کوفه یک اشتباه تاکتیکی داشتند، میخواستند دنیا و آخرت را با هم داشته باشند. اما به هیچ کدامشان نرسیدند. و ملعون دنیا و آخرت شدند. چرا و با چه رویی زیارت عاشورا میخوانیم و کسانی را که و شایعت و بایعت و تنقبت علی قتالک را لعن میکنیم در حالیکه ما این کار را میکنیم، لوازم آرایشی خود را از شرکتهای حامی صهیونیسم خریداری میکنیم، شرکتهایی که تابلو دارند! امروز سومین روزی است که در غزه، نان پیدا نمیشود، چون تمام نانواییها بستهاند، چون سوخت نیست و سوخت اضطراری بیمارستانهای غزه دیشب به اتمام رسید و حال باید آنها به چنین فضایی عادت کنند، و آدم باید پدر یا مادر باشد که بفهمد چه حسی دارد که فرزند بیمارش در بیمارستان بدون برق، در حال مرگ است. و عرض کنم حضور شما که احساس چنین شرایطی برای کسی که پدر باشد یا مادر و کسی که انسان باشد خیلی سخت نیست و کافیست که لااقل مثل انسان دوستهای آمریکایی و لامذهب، رگ انسان دوستیمان گل کند و ببینیم که چه اتفاقی در حال وقوع است و ما در کجای این اتفاق قرار داریم ... سالهای سال است که برای بسته شدن آب بر روی امام حسین (ع) و یارانش گریه میکنیم و کسانی را که در این میان نظاره کردند و ساکت بودند لعنت (لعن) میکنیم، کسانیکه اسرجت و الحمت و تنقبت لقتالک ... کسانیکه اسبها را زین کردند و کسانی که تدارکات را آماده کردند تا آب بروی امام حسین (ع) بسته شد. و روزگاری تاریخ و بشریت کسانی را که اسرجت و الجمت و تنقبت برای مردم غزه را لعنت خواهد کرد، کسانی که تدارکات و پشتیبانی را برای بستن حیات بر روی مردم غزه فراهم کردند. و ما کجای این قضیه هستیم،؟! تنها کشور شیعی جهان، کشوری با ادعای بزرگ و ادعای ام القری جهان اسلام، مثل همه کشورهای مسلمان دیگر، به شدت محکوم میکنیم، ما حتی حاضریم در هر نوبت، سخنگوی وزارت امور خارجه یکبار را برای ابراز نگرانی کند، دوبار محکوم نماید و یکبار هم به شدت محکوم نماید ... ؟! همان کاری که مسئولین عربستان و پادشاه اردن انجام میدهند، همان کاری که بان کیمون دبیرکل سازمان ملل انجام میدهد. کاری که همه روسای دنیا میکنند، ما هم اظهار نگرانی میکنیم و محکوم میکنیم و البته این خیلی خوب است و حواسمان نیست که در زمره کسانی قرار گرفتیم که داریم تدارکات و پشتیبانی را برای رژیم صهیونیستی فراهم میکنیم ... خواسته یا ناخواسته ... ؟! بدون هیچ تعارفی، این در حالی است که ادعاهای ضد صهیونیستی ما گوش دنیا را پر کرده است. یکی ... یکی. رئیس جمهور ما افتخارش این است که بعد از سالهای سال، بعد از 16 سال پشت تریبونی قرار گرفته است و از قول امام راحل گفته که اسرائیل باید از بین برود و آن جمله از قول امام (ره) دیگر تکرار شد و تلویزیون ما هم پخش نکرد چون خطر داشت و به صرفه هم نبود! افتخارش این است که ماجرای هلوکاست را مطرح کرده است و افتخارمان این است که روز قدس راهپیمایی برگزار کنیم و بدین وسیله وجدانهای خویش را تسکین دهیم و ابراز همدردی نمائیم با مردم مظلوم فلسطین ... ؟! بعد از نماز جمعه روغن ریخته را نذر امام زاده میکنیم و از آنجا که امت حزب ا... از سمت میدان فلسطین به سمت منازلشان در حال حرکتند، پلاکاردهایی به دستشان میدهیم تا محاصره غزه را برای هزارمین بار محکوم کنیم و حاضریم ده هزار بار دیگر هم جنایات اسرائیل را محکوم کنیم، ابراز نگرانی کنیم، مجلس ختم نمادین برگزار کنیم؛ چون هزینهای ندارد. اما یک اتفاقی در حال وقوع است، همانطوریکه بسیاری از مردم کوفه، با وجدانهایی درد گرفته شاهد بسته شدن آب به روی خاندان اهل بیت بودند ما هم با وجدانهای درد گرفته شاهد بسته شدن رگهای حیات به روی یک و نیم میلیون نفر انسان، نه برادر دینی ... و نه مسلمان و ... نه مظلوم، که اگر مظلوم باشد : کل سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین ... و اگر مسلمان باشد : فقد یهتم بامور المسلمین و ... در هر حال یک و نیم انسان و موجود زنده با رگهای حیات غزه در حال بسته شدن است و ما نه تنها تماشاچی هستیم که تدارکاتچی هم هستیم و باید یک زمانی و یک روزی جوابگو باشیم همانطور که مردم کوفه در طول تاریخ دارند محاکمه میشوند. و وزیر ارشاد ما باید جواب دهد که آقای وزیر ارشاد دولت اصولگرا؛ آقای صفار هرندی، برای سومین سال پیاپی است که شرکت 50 درصد سهام وابسته به شرکت نستله اسرائیل، ساپورتر مالی جشنواره فجر است و در آنجا غرفه برپایی کند و به سینمای ویژه دست اندرکاران نسکافه رایگان ارائه میدهد با افتخار تمام ... ؟! و هزار بار تذکر داده میشود اما هیچ اتفاقی نمیافتد و هر سال با شکوهتر از سال گذشته، در سینمای ویژه دست اندرکاران چه بسیار روزنامه نگاران و کسانیکه برای گرفتن نسکافه رایگان از حامی جشنواره فجر صف میبندند آنهم در دولت اصولگرای نهم، که وزیرش آقای صفار هرندی است. ! در عصر اصلاحات، در عصری که همه میدانند که این شرکت چه نسبت و پیوندی با رژیم صهیونیستی دارد، حتی خواجه حافظ شیراز هم میداند، اما آقای صفار هرندی نمیدانند، چون اگر بدانند و این کار را کرده باشند خیلی بد میشود ... مسئولین نوشابه سازی مشهد ان شاء ا... که نمیدانند با البته خودشان بر روی شیشههای نوشابه، مینویسند : تحت لیسانس کوکاکولای نیویورک. ولی احتمالاً نمیدانند که نیویورک کجاست؟! و کوکاکولا چی هست؟! و احتمالاً از رژیم صهیونیستی هم چیزی نشنیدند؛ ما حمل بر صحت میکنیم. که اگر شنیده باشند و بدانند که ... . تاریخ تدارکاتچیهای رژیم صهیونیستی را لعنت خواهد کرد ! اسرائیل با افتخار تمام به شرکتهای حامی خودش، جایزه میدهد و آنها را معرفی مینماید و ما با افتخار تمام اجازه فعالیت میدهیم و کار اقتصادی میکنیم و از سوی دیگر اسرائیل را هم محکوم میکنیم؛ پس هم دنیا را داریم و هم آخرت را، چه چیزی از این بهتر ... ؟! و وای اگر از پس امروز بود فردایی ... ، قیامتی باشد و در قیامت جایی که سر قاضی آنرا نمیشود کلاه گذاشت، جایی که قاضی آن لفاظی را قبول نمیکند. و جایی که به قاضی آن نمیشود گفت که مسائل پشت پرده را نمیدانید، جایی که نمیشود گفت : کار اجرایی نکردهای؟! آنجا اگر پرسیده شود که آقای جمهوری اسلامی، آقای هاشمی رفسنجانی، آقای خاتمی، آقای احمدی نژاد، قانونی در این مملکت تصویب شد در جهت تحریم شرکتهای حامی اسرائیل، ممانعت از ورود کالاهایی که از طرف این شرکت تهیه میشوند و ممنوعیت هرگونه کمک غیرمستقیم مالی به رژیم صهیونیستی، و هیچکدامتان اجراء نکردید. نه هاشمی رفسنجانی نویسنده اولین کتاب درباره قضیه فلسطین، کسیکه سرقفلی تمام خطبههای نماز جمعه، بیست ساله روز قدس برای ایشان بوده است. و نه آقای خاتمی، که حتماً داغدار فرزندان مظلوم فلسطین است و با آنها ابراز همدردی میکند. و نه آقای احمدی نژاد؛ دارنده اولین امتیاز مقابله با صهیونیسم در قم 21. 19 اردیبهشت سال 1369، مجلس شورای اسلامی ایرانی قانونی را تصویب میکند که راه را برای هرگونه کمک غیرمستقیم و مستقیم از طرف اقتصاد جمهوری اسلامی به اقتصاد حامیان رژیم صهیونیستی بسته باشد و این قانون تصویب میشود، اما هیچوقت اجرایی نمیگردد. و ان شاء الله که آقای هاشمی این را نمیدانست چون اگر میدانست و کاری نمیکرد ... ان شاء ا... که آقای حاتمی نمیدانست و ان شاء ا... که آقای احمدی نژاد که مشغول کار عمرانی و سفرهای استانی هستند، این نکته کوچک یادشان رفته است، ان شاء که وزیر ارشاد و وزیر بازرگانی هم یادشان رفته و وزیر صنایع هم نمیدانستند و آستان قدس رضوی هم همینطور. و اینجا سندی است که من خجالت میکشم بخوانم که وقتی یک آدم بیکار و علاف به دولت جمهوری اسلامی اعتراض میکند که چرا محصولات شرکتهای حامی صهیونیزم وارد میشود و اجازه فعالیت دارد و شرکت خوشگوار مشهد را مثال میزند، جواب رسمی دولت جمهوری اسلامی این است : «ما تحقیق کردیم شرکت خوشگوار مشهد در اسرائیل ثبت نشده، پس اسرائیلی محسوب نمیشود و فعالیتش اشکالی ندارد» من امیدوارم که چنین جوابی در محضر دادگاه الهی که اگر وجود داشته باشد پذیرفته شود و اگر پذیرفته نشود، وای اگر از پس امروز بود فردایی؟! آقای احمدی نژاد در یک بخشنامه رسمی نوشابه را ممنوع کرد و دوغ را جایگزین آن نمود، این قانون اندازه یک دوغ و نوشابه هم برای دولت احمدی نژاد ارزش نداشت، چرا باید این قانون متروک بماند. هزاران بار، از مطبوعات اصولگرا خواستیم که مطلبی در اینمورد به چاپ برسانیم در پاسخ گفتند که آقای احمدی نژاد به اندازه کافی درگیری دارند، حال شما دیگر مزید بر علت نگردید و دعا کنید که مردم فلسطین را خداوند نجات بدهد، ولی نجات نداد ... ؟! ان الله لا یغیر ما بقوم ... از پا حسین افتاده و ما برپای بودیم زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم از دست ما بر ریگ صحرا لعنت کردند دست علمدار خدا را قطع کردند
موشه دایان آن زمان شمر بود یعنی الان دان هالودز شمر است، الان وزیر دفاع رژیم صهیونیستی شمر است. پس جبهه مقابلش جبهه امام حسین است ولی در این میان نقش ما چیست؟ و کجاست؟! چرا باید فلان شرکت سیگارسازی حامی صهیونیسم 150 میلیون دلار در ایران فروش کند. چرا؟! باید تکلیف خودمان را روشن کنیم اگر قرار است رژیم صهیونیستی را به عنوان دشمن استراتژیک خودمان بشناسیم که حتماً اینگونه است، و هر چه که بر سرمان میآید به خاطر دشمنی با رژیم صهیونیستی است، دنیا با ما چه مشکلی دارد، عمده مشکلاتی که جهان کفر و استکبار با ما دارد این است که مبنای اعتقادات ما بر این است که اسرائیل باید از بین برود» هیچ کس نمیگوید که احمدی نژاد از اسرائیل پول گرفته، هاشمی رفسنجانی طرفدار اسرائیل است هیچ کس نمیگوید که خاتمی دشمن فلسطین است ... نه ... ! مگر مردم کوفه دشمن امام حسین (ع) بودند همه پشت سر ایشان نماز میخواندند و به عنوان امام جماعت عادل ایشان را قبول داشتند. و اصلاً نامه نوشتند که ایشان در کوفه حاکمیت نماید، دشمن امام حسین نبودند. تاریخ ثبت کرده است کسانی که در سپاه عمر سعد بودند زمانیکه بر علی اصغر تیر میزدند اشکهایشان جاری میشد و بر مظلومیت امام و یارانش میگریستند ولی همینها، ملعونند، ملعون کسی است که این صحنه را میبیند ولی در سپاه یزید باقی میماند و میجنگد وزارت محترم امور خارجه در پاسخ به اظهارات شورانگیز شما دانشجویان اسامی 500 شرکت اسرائیل را از اینترنت بدست آورده است که در اسرائیل ثبت شدند و هیچکدامشان در ایران شعبه ندارد، اصلاً این قانون نمیگوید شرکتهای اسرائیلی، متن قانون میگوید که کمپانیها و موسسات و شرکتهای وابسته به صهیونیزم، تمامی صهیونیستها که الزاماً اسرائیلی نیستند، جرج بوش یک صهیونیست است ولی آمریکایی است و اسرائیلی نمیباشد. خیلی از این صهیونیستها، هلندی هستند مثل Shell , Nike . انگیزه این صحبتها این بود که حداقل مثل مردم کوفه نباشیم و مثل افرادی باشیم که بعد از واقعه عاشورا توبه کردند و به خونخواهی حسین (ع) دست به قیام علیه باطل زدند و راهشان را مشخص کردند. |
![]() |
![]() |
|
صابر ( سه شنبه 87/2/17 :: ساعت 11:24 صبح)
السلام علیک یا فاطمة الزهرا (س) مطلب زیر برگرفته از سایت مستضعفین است:
با سلام بعد از چندین سال سکوت و از گوشه یی نگریستن طاقتم تمام شد. بدین جهت بر خود لازم دیدم به عنوان خواهر تمام شهدا و بزرگ خانواده باکری گفتنی هایم را بگویم و یقین دارم که این نوشته ها خواسته برادران شهیدم می باشد. تشکر از صحبت های خالصانه دوستداران واقعی شهدا و گله از دوستداران موقعیت طلب خون شهدا. من از مهدی و حمید سخن می گویم ولی یقین دارم این درددل همه خانواده های شهداست. در خون باکری ها عشق و علاقه به مقام و منصب و دنیاطلبی به لطف پروردگار وجود نداشت و ندارد به همین علت علی و مهدی و حمید گمنام زیستند و بدون ادعا زندگی کردند و خدمت خالصانه و بلاعوض را پیشه خود کردند. شمایی که به اسم مهدی و حمید مراسم بزرگداشت به خصوص برای مهدی برپا می کنید آیا واقعاً آنها را شناخته بودید؟ آیا می دانید که برادران من از هرج و مرج بیزار بودند و اسراف از بیت المال را بر خود حرام می دانستند؟ آیا می دانید که آنها حتی با خودکار بیت المال نامه به خانواده و همسران شان ننوشتند؟ آیا می دانید مهدی زمانی که مسوول شهرداری ارومیه بود حتی یک بار برای ایاب و ذهاب منزل تا محل کار از اتومبیل دولتی و راننده استفاده نکرد؟ آیا می دانید حمید زمانی که اتومبیل جهاد در اختیارش بود برای انجام امور خانواده از اتومبیل خانواده اش استفاده می کرد؟ آیا می دانید شهردار بودن مهدی را اهالی کارخانه قند ارومیه که در آنجا بزرگ شده بود و اطرافیانش، حتی بسیاری از بستگان که دور و بر او زندگی می کردند، نمی دانستند؟ پس چرا همه ساله پول های کلان از بابت بزرگداشت مراسم از بیت المال جهت پوسترها و غیره برای او مصرف می شود؟مهدی و حمید همیشه می گفتند به قدری بزرگوارهای بسیجی در جبهه ها هستند که ما از آنها شرمنده ایم، چرا از آن بزرگوارها یاد نمی کنند، چرا از حال خانواده آن بزرگواران نمی پرسند و من امروز می پرسم چرا وقتی برای مهدی مراسم یادبودی در زادگاهش ارومیه برگزار می شود عده یی به شمار انگشتان دست شرکت می کنند ولی برای مراسم تهران چندین اتوبوس و پروازهای هوایی از ارومیه به تهران عازم می شوند. پاسخ این را هم شماها خوب می دانید، هم ما. برادران من در زمان حیات وقتی از دل و جان و باصداقت مشغول به خدمت به جمهوری اسلامی بودند، زیر تهمت ها و انواع مارک ها خرد شدند. شما را به خدا سوگند می دهم بعد از شهادت شان با اعمال و رفتارهایی که مورد علاقه و تایید آنها نبوده و در خلاف جهت اهداف آنها است استخوان های گم شده آنها در خاک عراق را اینقدر نلرزانید. شما اگر مهدی و حمید و مهدی ها و حمیدها و همت ها و… را خیلی دوست دارید این هزینه ها را برای ایجاد کارخانه و اشتغال برای فرزندان شهدا و جهت رسیدگی به خانواده هایی که هدف شان از جان بر کف گذاشتن شان فقط بهتر زندگی کردن ملت فقرزده بود صرف کنید. همه ساله از طرف همسران این شهدا مراسم بزرگداشتی برگزار می شود که قدم تمام علاقه مندان به این شهدا بر روی چشم های خانواده باکری است. شما مسوولین گرامی اگر علاقه مند به بزرگداشت و یادبود شهدا هستید، می توانید با برگزاری سخنرانی بدون هزینه های کلان از شهدا یاد کنید و دیگر نیازی به صرف هزینه های گزاف و زدن پوستر و اسراف نیست چون اگر آنها دوستدار این مسائل بودند مانند خیلی های دیگر در جبهه ها نبودند و با عشق و علاقه از همه چیزشان نمی گذشتند. مهدی از مبارزه هدف داشت. همیشه می گفت قرار است حکومت عدل علی در کشور برقرار شود. همسایه گرسنه یی نخواهیم داشت. دیگر فاصله طبقاتی وجود نخواهد داشت. آیا این است دوست داشتن مهدی باکری؟حمید عاشق فرزندان و همسرش بود. مگر مهدی به پدر شدن و زندگی در کنار خانواده و عزیزانش علاقه نداشت ولی آنها هدفی بالاتر از خودشان و خانواده هایشان داشتند. آنها به ما می گفتند اگر ما به جنگ کفر نرویم بلایی که بر سر زنان سوسنگرد آمد بر سر شما هم می آید. باید از دین و کشورمان دفاع کنیم تا آزاده زندگی کنیم و حالا آیا این است پاسخ به هدف و خواسته آنها؟ملتمسانه خواهش می کنیم دیگر من و مای دل سوخته طاقت دیدن این کارها را به اسم شهدا نداریم. از بزرگوارانی یاد کنید که بسیار پاک تر و خالص تر از مهدی و حمید بودند(به گفته خود آنها)، به خود آیید و این همه برای رسیدن به مقام و اهداف دنیوی به دنبال گروه بندی و موافق و مخالف هم بودن نباشید. شما هم چند صباحی مثل آنهایی که در زمان حیات شان مصدر کار بودند ولی مثل پایین ترین رده کارکنان شان زندگی کردند، باشید تا شاید خون شهدا از شما راضی باشد. چون همیشه شعار زمان انقلاب در گوش هایم زنگ می زند، وظیفه بر خود دانستم به عنوان یک خواهر و یک مسلمان که در آن زمان فریاد می زدیم سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن و هیهات من الذله و اکنون نیز مسلمانی هستم که همان راه را می روم. دیگر طاقت سکوت کردن و شاهد بودن بر بی اعتنایی به خواسته ها و هدف ها و تفکر شهیدانم را ندارم. با بازگو کردن فشار درونم وظیفه ام را نسبت به شهدا خالی کرده و انجام می دهم، هر بار در جراید مطالبی غیرواقعی می خوانم تنم می لرزد. در روزنامه یی نوشته شده بود مهدی بعد از فرار از پادگان به دستور امام (ره) زندگی مخفی اش را آغاز کرد. مهدی هیچ وقت زندگی مخفی نداشت. مهدی بعد از دستور امام راحل بر ترک پادگان ها به ارومیه نزد خانواده اش برگشت و گفت حالا زمان مبارزه علنی است و اعلامیه های امام را به همراه آورده بود که شب ها توسط خواهر و برادرهای کوچک ترمان در کارخانه قند و منازل پخش می شد و شب ها بر دیوارها شعارهای انقلاب را می نوشتند و به همراه شهید مهدی امینی و چند تن از دوستانش به شهرهای اطراف ارومیه برای سخنرانی و آگاهی دادن به مردم می رفتند تا زمان بازگشت امام که به تهران رفت. مهدی هیچ وقت به غیر از زمان تحصیل دانشگاهی اش دور از خانواده زندگی نکرد و مخفی هم نبود. خواهشمندم چنانچه از صحت مطالبی مطمئن نیستید در مورد باکری ها چیزی ننویسید. با تشکر خواهر باکری ها و خانواده آنها
|
![]() |
![]() |
|
صابر ( دوشنبه 87/2/2 :: ساعت 11:5 صبح)
السلام علیک یا فاطمةالزهرا (س)
یک نفر آدم بی درد و مرفه به رفیقش می گفت:
محمود صارمی http://mahmoodsaremi.blogfa.com/ |
![]() |
![]() |
|
صابر ( دوشنبه 87/1/26 :: ساعت 11:18 صبح)
السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س) مطالب زیر برگرفته از وبلاگ
نمیدانم چرا وقتی این خبر را شنیدم به یاد حضرت امام خمینی(ره) افتادم و بیانات ایشان بود که از جلو چشمانم رژه میرفت و صدای ایشان که در گوشم میپیچید و آرامم میکرد. آخر مگر نه اینکه ما فرزندان حضرت امام(ره) هستیم و در مکتب او پرورش یافتهایم؟ و مگر جوانانی که از کانون ملکوتی شیراز به پرواز درآمدند و به اعلی علیین رسیدند، پیروان راستین همان امامی نبودند که فرمود:«بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشود»؟! حضرت امام خمینی(ره) پس از شهادت علامه مطهری(ره) در مدرسه فیضیه طی سخنانی فرمودند:«این انقلاب باید زنده بماند؛ این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را، زندگی ما دوام پیدا می کند؛ بکشید ما را ، ملت ما بیدارتر میشود. ما از مرگ نمیترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل ِ عجز شماست که در سیاهی شب متفکران ما را میکشید؛ برای اینکه منطق ندارید! اگر منطق داشتید که صحبت میکردید؛ لکن منطق ندارید! منطق شما ترور است؛ منطق اسلام ترور را باطل می داند!»
آری ملت بیدار شد. خبر مباحث کانون رهپویان وصال شیراز اکنون در همهی خبرگزاریها هست و دیگر کانون و مباحثش در ایران و جهان مشهور شد. شاید بسیاری از مردم شهر شیراز نیز کانون ره پویان وصال را نمیشناختند، اما پس از این حادثه و پس از شهادت عزیزانمان، سیل مردم به سمت کانون گسیل شد. در این کانون پیرامون دو فرقهی ضالّهی وهابیت و بهائیت روشنگری میشد و اکنون شهادت عزیزانمان در شهر شیراز باعث شد که همه منطق وهابیون و بهائیان را ببینند و بیش از گذشته انحراف، ددمنشی و گرگ صفتی ِ وهابیّون را شاهد باشند! این کوردلان نمیدانند که جوانان ما عاشق شهادت اند و بیدی نیستند که از این بادهای مسموم بلرزند و از میدان به در روند. این کوردلان و این بندگان شیطان، این فرمودهی حضرت امام(ره) را نشنیدهاند که «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد». آری این جوانان و این ملت عاشق شهادت است و از کشته شدن نمیهراسد و همین خونها گریبان دشمنان جمهوری اسلامی را خواهد گرفت و آنها را به خاک مذلت خواهد کشاند. پایان سخن ِ من، همان است که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند:«خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند [...] و بدا به حال من که هنوز ماندهام.» [لینک] پینوشت: مسئولین امنیتی و انتظامی اصرار دارند که انفجار را حادثه و تصادف معرفی کنند، آن هم با این دستاویز که در آن محل قبلاً نمایشگاه دفاع مقدس برپا بوده است. به یاد آوردم که در سالهای اخیر هر وقت هواپیمایی سقوط میکرد، آن را به اشتباه خلبان نسبت میدادند! حجت الاسلام و المسلمین انجوی نژاد که دقایقی پیش از انفجار در حال سخنرانی بوده میگوید:«این واقعه را جهت اطلاع مردم کشور عزیزمان و به دستور حضرت آیت الله حائری شیرازی نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس و امام جمعه محترم شیراز عرض میکنم: دیشب بعد از سخنرانی، حدود ساعت ??:?? متوجه انفجاری در محل کانون شدیم و بعد از کارشناسی، گروههای متخصص به این نتیجه رسیدند که شخصی مواد منفجره را در زیر قفسهای که مربوط به نمایشگاه معراج شهدا میباشد، قرار داده است. در این قفسه آثاری از شهدا منجمله لباس، پوتین، چکمه، کلاه آهنی، پوکههای خمپاره منور و پوکه توپ به عنوان گلدان استفاده شده بود که با انفجار اینها تبدیل به ترکش شده و متاسفانه منجر به جراحت شدید و شهادت جمعی از دوستانمان شد و در بررسی دقیق با توجه به اینکه در زیر قفسه، چالهای ایجاد شده است، معلوم گردیده که در آن مکان مواد منفجره کار گذاشته شده بوده است. شدت انفجار به حدی بوده است که موج آن قفسه را به آسمان پرت کرده، به سقف حسینه زده و برگشت خورده است. لازم به ذکر است که این مواد منفجره در کیفی که در زیر قفسه بود، جاسازی شده بود. این که گفته میشود حادثه بوده، هرگز این طور نیست و آنچه که روی میز معراج الشهدا بوده علاوه بر آثار و نامههای شهدا، چند پوکهی خالی منور بوده است و عکسهای معراج الشهدا قبل از انفجار این را تایید میکند.» انجوی نژاد اضافه میکند:«تعدادی از اعضای کانون آمادهی چهره نگاری از فرد مظنون هستند» و تأکید میکند:«انفجار کانون رهپویان وصال بدون شک بمبگذاری بوده است.» [لینک] باید به عزیزانی که وظیفهی امنیت و نظم جامعه را عهده دار هستند خاطر نشان کرد که با امن نشان دادن جامعه، امنیت ایجاد نمیشود و راست گویی موجب ناامنی نمیگردد و از طرفی اقرار به وقوع یک حادثهی تروریستی باعث تقویت تروریستهای کوردل نمیشود و پیروزیای به نامشان ثبت نمیکند، چرا که از یک طرف ترور و خشونت نزد ملت غیور ایران و آزادگان جهان محکوم است و از طرف دیگر بردن یک کیف به یک هیئت عزاداری بدون محافظ، کاری است که از یک بچهی هفت ساله هم برمیآید! پس ارزش شهدای حادثه را پایین نیاورید، با مردم روراست باشید و مطمئن باشید در این صورت موجودیت بهائیت و وهابیّت بیش از پیش متزلزل خواهد شد و چهرهی پلیدشان منفورتر خواهد شد و علاقه و دلبستگی مردم به نظامشان دوچندان خواهد گردید. آخرین خبر: یک مقام مسئول در مخابرات ماکروویو گفته است که پیش و بعد از وقوع انفجار در شیراز ، تماسهایی از طریق تلفن همراه با انگلستان برقرار شده است و مسئولین امنیتی میتوانند این موضوع را بررسی کنند. برای شنیدن صوت و دین فیلم انفجار و مشاهده آخرین اخبار به سایت کانون بروید. [لینک] |
![]() |
![]() |
|||||||
صابر ( دوشنبه 87/1/26 :: ساعت 10:30 صبح)
|
![]() |
![]() |
|
صابر ( شنبه 87/1/17 :: ساعت 10:37 صبح)
السلام علیک یا فاطمة الزهرا (س) این همه یوسف(قسمت اول)
شب امشب شور شیرینی است در من ادامه دارد ....
|
![]() |
![]() |
|
صابر ( یکشنبه 86/6/25 :: ساعت 11:17 عصر)
السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س) خاطره ای از زبان مقام معظم رهبری سال 61 شهیدبابایی را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان. درجه این جواب حزباللهی سرگردی بود که او را به سرهنگ تمامی ارتقا دادیم. آن وقت آخرین درجه ما، سرهنگ تمامی بود. مرحوم بابایی سرش را می تراشید و ریش می گذاشت. بنا بود او این پایگاه را اداره کند. کار سختی بود. دل همه میلرزید دل خود من هم که اصرار داشتم، میلرزید، که آیا می تواند؟ اما توانست. وقتی بنیصدر فرمانده بود، کار مشکلتر بود. افرادی بودند که دل صافی نداشتند و ناسازگاری و اذیت می کردند حرف میزدند، اما کار نمیکردند؛ اما او توانست همانها را هم جذب کند. خودش پیش من آمد و نمونهای از این قضایا را نقل کرد. خلبانی بود که رفت در بمباران مراکز بغداد شرکت کرد، بعد هم شهید شد. او جزو همان خلبانهایی بود که از اول با نظام ناسازگاری داشت. شهید عباس بابایی با او گرم گرفت و محبت کرد حتی یک شب او را با خود به مراسم دعای کمیل برده بود؛ با این که نسبت به خودش ارشد هم بود. شهید بابایی تازه سرهنگ شده بود اما او سرهنگ تمام چند ساله بود؛ سن و سابقه خدمتش هم بیشتر بود. در میان نظامی ها این چیزها مهم است. یک روز ارشدیت تأثیر دارد؛ اما او قلباً و روحاً تسلیم بابایی شده بود. شهید بابایی می گفت دیدم در دعای کمیل شانههایش از گریه میلرزد و اشک میریزد. بعد رو کرد به من و گفت: عباس دعا کن من شهید بشوم! این را بابایی پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه کرد. او الان در اعلی علیین الهی است؛ اما بنده که سی سال قبل از او در میدان مبارزه بودم هنوز در این دنیای خاکی گیر کردهام و ماندهام! ما نرفتیم؛ معلوم هم نیست دستمان برسد. تأثیر معنوی اینگونه است خود عباس بابایی هم همین طور بود او هم یک انسان واقعا مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود.(بیانات در دیدار مسئولان عقیدتی، سیاسی نیروی انتظامی 23/10/83) منبع: خبرگزاری فارس |
![]() |
![]() |
|
صابر ( شنبه 85/11/7 :: ساعت 7:17 عصر)
السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س) صدای جمعیت عزادار از دور به گوش می رسید. عباس به من گفت: -برویم به طرف دسته عزادار. بر سرعت قدم هایمان افزودیم. خوب که دقت کردم دریافتم، که هر چه به جمعیت نزدیک تر می شویم چهره عباس بر افروخته تر می شود. در حال پیش رفتن بودیم که لحظه ای سرم را برگرداندم. دیدم عباس در کنارم نیست. وقتی برگشتم دیدم مشغول درآوردن پوتین هایش است. ایستادم و نگاهش کردم. او به آرامی پوتین و جوراب را در آورد. سپس بی اعتنا از کنار من عبور کرد. با دیدن این صحنه بی اختیار به یاد حربن یزید ریاحی، هنگامی که به حضور امام شرفیاب می شود افتادم. او در حالی که داشت به دسته عزادار نزدیک می شد دستهایش را از آستین در آورد و بالا تنه لباس پروازش را دور کمر گره زد.من که بی اختیار محو تماشای او بودم ، نگاهم همچنان به عباس بود که سعی داشت به میان جمعیت برود. او چند لحظه بعد در میان انبوه عزاداران بود. با صدای زیبایش نوحه می خواند و جمعیت سینه زنان و زنجیر زنان به طرف مسجد پایگاه می رفتند. من تا آن روز دیده بودم که بعضی در ایام محرم پابرهنه عزاداری می کنند. ولی ندیده بودم که فرمانده پایگاهی با پای برهنه در میان سربازان و پرسنل عزاداری و نوحه خوانی کند. سرهنگ خلبان جاویدنیا
|
![]() |
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
|
![]() |