صابر
  • صابر ( شنبه 17/1/1387 :: ساعت 10:37 صبح)

    السلام عليک يا فاطمة الزهرا (س)


    اين همه يوسف(قسمت اول)



     



     


    شب امشب شور شيريني است در من
    نماز گريه تسکيني است در من

    به جوش امد دوباره خون مردي
    تو اما اي دل غافل چه کردي؟

    بخوان امشب به آهنگ جدايي
    کجاييد اي شهيدان خدايي؟

    کجايي اي شب مجنون کجايي؟
    گل افشان خدا و خون کجايي؟


    مي اي خواهم که ديگر گون شوم باز
    سحر آواره مجنون شوم باز

    مي من شرح هفتاد و دو آيه است
    مي خمخانه هور و طلايه است

    چه غم ميخانه گر اتش بگيرد
    دعا کن مي نميرد مي نميرد

    مي من سطري از حرمان خون است
    مي من سوره والفجر و نون است

    مي جوشيده با خون گل ياس
    مي خورشيد رنگ دشت عباس

    مي روزي که بستان را گرفتيم
    کليد اين گلستان را گرفتيم

    چه مي شد اشک ما تفسير مي شد؟
    شبم شبهاي"بهمنشير" مي شد؟

    به مدهوشان خاکي پوش عاشق
    به سوز نوحه مردان"صادق"
    "
    سبکباران خراميدند و رفتند
    مرا بيچاره ناميدند و رفتند
    "


    ادامه دارد ....
    مثنوي اين همه يوسف/عليرضا قزوه



     





    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [15/5/1387- 3:12 ع] سالگرد شهادت................
    [7/5/1387- 7:54 ع] تفکر...........
    [1/4/1387- 10:32 ص] مثل افرادي باشيم که بعد از واقعه عاشورا توبه کردند
    [17/2/1387- 11:24 ص] در حکومت عدل علي ديگر فاصله ي طبقاتي نخواهيم داشت....
    [2/2/1387- 11:5 ص] جنس خاکش خوب است...........
    [1/2/1387- 10:20 ص] سخنراني حاج آقا انجوي نژاد در مراسم هفتگي هيئت رهپويان وصال.....
    [26/1/1387- 11:18 ص] در انفجار شيراز باز هم خلبان مقصر بود....................
    [26/1/1387- 10:30 ص] فشار گسترده استانداري شيراز به انجوي نژاد........
    [17/1/1387- 10:37 ص] اين همه يوسف
    [25/6/1386- 11:17 ع] بابايي آماده پرواز بود......
    [7/11/1385- 7:17 ع] پاي برهنه در ميان عزاداران........
    [30/10/1385- 5:30 ع] محبوب.....
    [27/10/1385- 11:51 ص] همسفر سپيده.....
    [10/10/1385- 4:4 ع] قرباني و لقا........
    [9/10/1385- 11:22 ص] ديدار در عرفات..........
    [همه عناوين(26)]