| | | |
| صابر ( سهشنبه 15/5/1387 :: ساعت 3:12 عصر) بسم الله الرحمن الرحيم
صبح روز پانزدهم مرداد سال 1366 مصادف با عيد سعيد قربان، تيمسار بابايي به همراه سرهنگ خلبان "بختياري" با يک فروند هواپيماي اف 5 دو نفره، در پايگاه هوايي تبريز به زمين نشست. به محض اين که هواپيما به زمين مي نشيند، سرهنگ خلبان "علي محمد نادري" و تعدادي ديگر از خلبانان به استقبال مي آيند.
سالگرد شهادت خلبان رشيد اسلام سرلشگر عباس بابايي گرامي باد. | ||
| | | |
| صابر ( دوشنبه 7/5/1387 :: ساعت 7:54 عصر) بسم الله
ما عندکم ينفد و ما عند الله باق ولنجزين الذين صبروا اجرهم باحسن ما کانوا يعلمون(97) سوره نحل (آن چه نزد شماست تمام شدني است و آن چه نزد خداست ماندني است و قطعاًبه کساني که شکيبايي کرده اند اجرشان را براساس بهترين کاري که مي کردند مي دهيم.) | ||
| | | |
| صابر ( شنبه 1/4/1387 :: ساعت 10:32 صبح) متن سخنراني دکتر کوشکي در همايش"چگونه به اسراييل کمک مي کنيم؟" "به نام او " مردم کوفه يک اشتباه تاکتيکي داشتند، ميخواستند دنيا و آخرت را با هم داشته باشند. اما به هيچ کدامشان نرسيدند. و ملعون دنيا و آخرت شدند. چرا و با چه رويي زيارت عاشورا ميخوانيم و کساني را که و شايعت و بايعت و تنقبت علي قتالک را لعن ميکنيم در حاليکه ما اين کار را ميکنيم، لوازم آرايشي خود را از شرکتهاي حامي صهيونيسم خريداري ميکنيم، شرکتهايي که تابلو دارند! امروز سومين روزي است که در غزه، نان پيدا نميشود، چون تمام نانواييها بستهاند، چون سوخت نيست و سوخت اضطراري بيمارستانهاي غزه ديشب به اتمام رسيد و حال بايد آنها به چنين فضايي عادت کنند، و آدم بايد پدر يا مادر باشد که بفهمد چه حسي دارد که فرزند بيمارش در بيمارستان بدون برق، در حال مرگ است. و عرض کنم حضور شما که احساس چنين شرايطي براي کسي که پدر باشد يا مادر و کسي که انسان باشد خيلي سخت نيست و کافيست که لااقل مثل انسان دوستهاي آمريکايي و لامذهب، رگ انسان دوستيمان گل کند و ببينيم که چه اتفاقي در حال وقوع است و ما در کجاي اين اتفاق قرار داريم ... سالهاي سال است که براي بسته شدن آب بر روي امام حسين (ع) و يارانش گريه ميکنيم و کساني را که در اين ميان نظاره کردند و ساکت بودند لعنت (لعن) ميکنيم، کسانيکه اسرجت و الحمت و تنقبت لقتالک ... کسانيکه اسبها را زين کردند و کساني که تدارکات را آماده کردند تا آب بروي امام حسين (ع) بسته شد. و روزگاري تاريخ و بشريت کساني را که اسرجت و الجمت و تنقبت براي مردم غزه را لعنت خواهد کرد، کساني که تدارکات و پشتيباني را براي بستن حيات بر روي مردم غزه فراهم کردند. و ما کجاي اين قضيه هستيم،؟! تنها کشور شيعي جهان، کشوري با ادعاي بزرگ و ادعاي ام القري جهان اسلام، مثل همه کشورهاي مسلمان ديگر، به شدت محکوم ميکنيم، ما حتي حاضريم در هر نوبت، سخنگوي وزارت امور خارجه يکبار را براي ابراز نگراني کند، دوبار محکوم نمايد و يکبار هم به شدت محکوم نمايد ... ؟! همان کاري که مسئولين عربستان و پادشاه اردن انجام ميدهند، همان کاري که بان کيمون دبيرکل سازمان ملل انجام ميدهد. کاري که همه روساي دنيا ميکنند، ما هم اظهار نگراني ميکنيم و محکوم ميکنيم و البته اين خيلي خوب است و حواسمان نيست که در زمره کساني قرار گرفتيم که داريم تدارکات و پشتيباني را براي رژيم صهيونيستي فراهم ميکنيم ... خواسته يا ناخواسته ... ؟! بدون هيچ تعارفي، اين در حالي است که ادعاهاي ضد صهيونيستي ما گوش دنيا را پر کرده است. يکي ... يکي. رئيس جمهور ما افتخارش اين است که بعد از سالهاي سال، بعد از 16 سال پشت تريبوني قرار گرفته است و از قول امام راحل گفته که اسرائيل بايد از بين برود و آن جمله از قول امام (ره) ديگر تکرار شد و تلويزيون ما هم پخش نکرد چون خطر داشت و به صرفه هم نبود! افتخارش اين است که ماجراي هلوکاست را مطرح کرده است و افتخارمان اين است که روز قدس راهپيمايي برگزار کنيم و بدين وسيله وجدانهاي خويش را تسکين دهيم و ابراز همدردي نمائيم با مردم مظلوم فلسطين ... ؟! بعد از نماز جمعه روغن ريخته را نذر امام زاده ميکنيم و از آنجا که امت حزب ا... از سمت ميدان فلسطين به سمت منازلشان در حال حرکتند، پلاکاردهايي به دستشان ميدهيم تا محاصره غزه را براي هزارمين بار محکوم کنيم و حاضريم ده هزار بار ديگر هم جنايات اسرائيل را محکوم کنيم، ابراز نگراني کنيم، مجلس ختم نمادين برگزار کنيم؛ چون هزينهاي ندارد. اما يک اتفاقي در حال وقوع است، همانطوريکه بسياري از مردم کوفه، با وجدانهايي درد گرفته شاهد بسته شدن آب به روي خاندان اهل بيت بودند ما هم با وجدانهاي درد گرفته شاهد بسته شدن رگهاي حيات به روي يک و نيم ميليون نفر انسان، نه برادر ديني ... و نه مسلمان و ... نه مظلوم، که اگر مظلوم باشد : کل سمع رجلاً ينادي يا للمسلمين ... و اگر مسلمان باشد : فقد يهتم بامور المسلمين و ... در هر حال يک و نيم انسان و موجود زنده با رگهاي حيات غزه در حال بسته شدن است و ما نه تنها تماشاچي هستيم که تدارکاتچي هم هستيم و بايد يک زماني و يک روزي جوابگو باشيم همانطور که مردم کوفه در طول تاريخ دارند محاکمه ميشوند. و وزير ارشاد ما بايد جواب دهد که آقاي وزير ارشاد دولت اصولگرا؛ آقاي صفار هرندي، براي سومين سال پياپي است که شرکت 50 درصد سهام وابسته به شرکت نستله اسرائيل، ساپورتر مالي جشنواره فجر است و در آنجا غرفه برپايي کند و به سينماي ويژه دست اندرکاران نسکافه رايگان ارائه ميدهد با افتخار تمام ... ؟! و هزار بار تذکر داده ميشود اما هيچ اتفاقي نميافتد و هر سال با شکوهتر از سال گذشته، در سينماي ويژه دست اندرکاران چه بسيار روزنامه نگاران و کسانيکه براي گرفتن نسکافه رايگان از حامي جشنواره فجر صف ميبندند آنهم در دولت اصولگراي نهم، که وزيرش آقاي صفار هرندي است. ! در عصر اصلاحات، در عصري که همه ميدانند که اين شرکت چه نسبت و پيوندي با رژيم صهيونيستي دارد، حتي خواجه حافظ شيراز هم ميداند، اما آقاي صفار هرندي نميدانند، چون اگر بدانند و اين کار را کرده باشند خيلي بد ميشود ... مسئولين نوشابه سازي مشهد ان شاء ا... که نميدانند با البته خودشان بر روي شيشههاي نوشابه، مينويسند : تحت ليسانس کوکاکولاي نيويورک. ولي احتمالاً نميدانند که نيويورک کجاست؟! و کوکاکولا چي هست؟! و احتمالاً از رژيم صهيونيستي هم چيزي نشنيدند؛ ما حمل بر صحت ميکنيم. که اگر شنيده باشند و بدانند که ... . تاريخ تدارکاتچيهاي رژيم صهيونيستي را لعنت خواهد کرد ! اسرائيل با افتخار تمام به شرکتهاي حامي خودش، جايزه ميدهد و آنها را معرفي مينمايد و ما با افتخار تمام اجازه فعاليت ميدهيم و کار اقتصادي ميکنيم و از سوي ديگر اسرائيل را هم محکوم ميکنيم؛ پس هم دنيا را داريم و هم آخرت را، چه چيزي از اين بهتر ... ؟! و واي اگر از پس امروز بود فردايي ... ، قيامتي باشد و در قيامت جايي که سر قاضي آنرا نميشود کلاه گذاشت، جايي که قاضي آن لفاظي را قبول نميکند. و جايي که به قاضي آن نميشود گفت که مسائل پشت پرده را نميدانيد، جايي که نميشود گفت : کار اجرايي نکردهاي؟! آنجا اگر پرسيده شود که آقاي جمهوري اسلامي، آقاي هاشمي رفسنجاني، آقاي خاتمي، آقاي احمدي نژاد، قانوني در اين مملکت تصويب شد در جهت تحريم شرکتهاي حامي اسرائيل، ممانعت از ورود کالاهايي که از طرف اين شرکت تهيه ميشوند و ممنوعيت هرگونه کمک غيرمستقيم مالي به رژيم صهيونيستي، و هيچکدامتان اجراء نکرديد. نه هاشمي رفسنجاني نويسنده اولين کتاب درباره قضيه فلسطين، کسيکه سرقفلي تمام خطبههاي نماز جمعه، بيست ساله روز قدس براي ايشان بوده است. و نه آقاي خاتمي، که حتماً داغدار فرزندان مظلوم فلسطين است و با آنها ابراز همدردي ميکند. و نه آقاي احمدي نژاد؛ دارنده اولين امتياز مقابله با صهيونيسم در قم 21. 19 ارديبهشت سال 1369، مجلس شوراي اسلامي ايراني قانوني را تصويب ميکند که راه را براي هرگونه کمک غيرمستقيم و مستقيم از طرف اقتصاد جمهوري اسلامي به اقتصاد حاميان رژيم صهيونيستي بسته باشد و اين قانون تصويب ميشود، اما هيچوقت اجرايي نميگردد. و ان شاء الله که آقاي هاشمي اين را نميدانست چون اگر ميدانست و کاري نميکرد ... ان شاء ا... که آقاي حاتمي نميدانست و ان شاء ا... که آقاي احمدي نژاد که مشغول کار عمراني و سفرهاي استاني هستند، اين نکته کوچک يادشان رفته است، ان شاء که وزير ارشاد و وزير بازرگاني هم يادشان رفته و وزير صنايع هم نميدانستند و آستان قدس رضوي هم همينطور. و اينجا سندي است که من خجالت ميکشم بخوانم که وقتي يک آدم بيکار و علاف به دولت جمهوري اسلامي اعتراض ميکند که چرا محصولات شرکتهاي حامي صهيونيزم وارد ميشود و اجازه فعاليت دارد و شرکت خوشگوار مشهد را مثال ميزند، جواب رسمي دولت جمهوري اسلامي اين است : «ما تحقيق کرديم شرکت خوشگوار مشهد در اسرائيل ثبت نشده، پس اسرائيلي محسوب نميشود و فعاليتش اشکالي ندارد» من اميدوارم که چنين جوابي در محضر دادگاه الهي که اگر وجود داشته باشد پذيرفته شود و اگر پذيرفته نشود، واي اگر از پس امروز بود فردايي؟! آقاي احمدي نژاد در يک بخشنامه رسمي نوشابه را ممنوع کرد و دوغ را جايگزين آن نمود، اين قانون اندازه يک دوغ و نوشابه هم براي دولت احمدي نژاد ارزش نداشت، چرا بايد اين قانون متروک بماند. هزاران بار، از مطبوعات اصولگرا خواستيم که مطلبي در اينمورد به چاپ برسانيم در پاسخ گفتند که آقاي احمدي نژاد به اندازه کافي درگيري دارند، حال شما ديگر مزيد بر علت نگرديد و دعا کنيد که مردم فلسطين را خداوند نجات بدهد، ولي نجات نداد ... ؟! ان الله لا يغير ما بقوم ... از پا حسين افتاده و ما برپاي بوديم زينب اسيري رفت و ما بر جاي بوديم از دست ما بر ريگ صحرا لعنت کردند دست علمدار خدا را قطع کردند
موشه دايان آن زمان شمر بود يعني الان دان هالودز شمر است، الان وزير دفاع رژيم صهيونيستي شمر است. پس جبهه مقابلش جبهه امام حسين است ولي در اين ميان نقش ما چيست؟ و کجاست؟! چرا بايد فلان شرکت سيگارسازي حامي صهيونيسم 150 ميليون دلار در ايران فروش کند. چرا؟! بايد تکليف خودمان را روشن کنيم اگر قرار است رژيم صهيونيستي را به عنوان دشمن استراتژيک خودمان بشناسيم که حتماً اينگونه است، و هر چه که بر سرمان ميآيد به خاطر دشمني با رژيم صهيونيستي است، دنيا با ما چه مشکلي دارد، عمده مشکلاتي که جهان کفر و استکبار با ما دارد اين است که مبناي اعتقادات ما بر اين است که اسرائيل بايد از بين برود» هيچ کس نميگويد که احمدي نژاد از اسرائيل پول گرفته، هاشمي رفسنجاني طرفدار اسرائيل است هيچ کس نميگويد که خاتمي دشمن فلسطين است ... نه ... ! مگر مردم کوفه دشمن امام حسين (ع) بودند همه پشت سر ايشان نماز ميخواندند و به عنوان امام جماعت عادل ايشان را قبول داشتند. و اصلاً نامه نوشتند که ايشان در کوفه حاکميت نمايد، دشمن امام حسين نبودند. تاريخ ثبت کرده است کساني که در سپاه عمر سعد بودند زمانيکه بر علي اصغر تير ميزدند اشکهايشان جاري ميشد و بر مظلوميت امام و يارانش ميگريستند ولي همينها، ملعونند، ملعون کسي است که اين صحنه را ميبيند ولي در سپاه يزيد باقي ميماند و ميجنگد وزارت محترم امور خارجه در پاسخ به اظهارات شورانگيز شما دانشجويان اسامي 500 شرکت اسرائيل را از اينترنت بدست آورده است که در اسرائيل ثبت شدند و هيچکدامشان در ايران شعبه ندارد، اصلاً اين قانون نميگويد شرکتهاي اسرائيلي، متن قانون ميگويد که کمپانيها و موسسات و شرکتهاي وابسته به صهيونيزم، تمامي صهيونيستها که الزاماً اسرائيلي نيستند، جرج بوش يک صهيونيست است ولي آمريکايي است و اسرائيلي نميباشد. خيلي از اين صهيونيستها، هلندي هستند مثل Shell , Nike . انگيزه اين صحبتها اين بود که حداقل مثل مردم کوفه نباشيم و مثل افرادي باشيم که بعد از واقعه عاشورا توبه کردند و به خونخواهي حسين (ع) دست به قيام عليه باطل زدند و راهشان را مشخص کردند. | ||
| | | |
| صابر ( سهشنبه 17/2/1387 :: ساعت 11:24 صبح) السلام عليک يا فاطمة الزهرا (س) مطلب زير برگرفته از سايت مستضعفين است:
با سلام بعد از چندين سال سکوت و از گوشه يي نگريستن طاقتم تمام شد. بدين جهت بر خود لازم ديدم به عنوان خواهر تمام شهدا و بزرگ خانواده باکري گفتني هايم را بگويم و يقين دارم که اين نوشته ها خواسته برادران شهيدم مي باشد. تشکر از صحبت هاي خالصانه دوستداران واقعي شهدا و گله از دوستداران موقعيت طلب خون شهدا. من از مهدي و حميد سخن مي گويم ولي يقين دارم اين درددل همه خانواده هاي شهداست. در خون باکري ها عشق و علاقه به مقام و منصب و دنياطلبي به لطف پروردگار وجود نداشت و ندارد به همين علت علي و مهدي و حميد گمنام زيستند و بدون ادعا زندگي کردند و خدمت خالصانه و بلاعوض را پيشه خود کردند. شمايي که به اسم مهدي و حميد مراسم بزرگداشت به خصوص براي مهدي برپا مي کنيد آيا واقعاً آنها را شناخته بوديد؟ آيا مي دانيد که برادران من از هرج و مرج بيزار بودند و اسراف از بيت المال را بر خود حرام مي دانستند؟ آيا مي دانيد که آنها حتي با خودکار بيت المال نامه به خانواده و همسران شان ننوشتند؟ آيا مي دانيد مهدي زماني که مسوول شهرداري اروميه بود حتي يک بار براي اياب و ذهاب منزل تا محل کار از اتومبيل دولتي و راننده استفاده نکرد؟ آيا مي دانيد حميد زماني که اتومبيل جهاد در اختيارش بود براي انجام امور خانواده از اتومبيل خانواده اش استفاده مي کرد؟ آيا مي دانيد شهردار بودن مهدي را اهالي کارخانه قند اروميه که در آنجا بزرگ شده بود و اطرافيانش، حتي بسياري از بستگان که دور و بر او زندگي مي کردند، نمي دانستند؟ پس چرا همه ساله پول هاي کلان از بابت بزرگداشت مراسم از بيت المال جهت پوسترها و غيره براي او مصرف مي شود؟مهدي و حميد هميشه مي گفتند به قدري بزرگوارهاي بسيجي در جبهه ها هستند که ما از آنها شرمنده ايم، چرا از آن بزرگوارها ياد نمي کنند، چرا از حال خانواده آن بزرگواران نمي پرسند و من امروز مي پرسم چرا وقتي براي مهدي مراسم يادبودي در زادگاهش اروميه برگزار مي شود عده يي به شمار انگشتان دست شرکت مي کنند ولي براي مراسم تهران چندين اتوبوس و پروازهاي هوايي از اروميه به تهران عازم مي شوند. پاسخ اين را هم شماها خوب مي دانيد، هم ما. برادران من در زمان حيات وقتي از دل و جان و باصداقت مشغول به خدمت به جمهوري اسلامي بودند، زير تهمت ها و انواع مارک ها خرد شدند. شما را به خدا سوگند مي دهم بعد از شهادت شان با اعمال و رفتارهايي که مورد علاقه و تاييد آنها نبوده و در خلاف جهت اهداف آنها است استخوان هاي گم شده آنها در خاک عراق را اينقدر نلرزانيد. شما اگر مهدي و حميد و مهدي ها و حميدها و همت ها و… را خيلي دوست داريد اين هزينه ها را براي ايجاد کارخانه و اشتغال براي فرزندان شهدا و جهت رسيدگي به خانواده هايي که هدف شان از جان بر کف گذاشتن شان فقط بهتر زندگي کردن ملت فقرزده بود صرف کنيد. همه ساله از طرف همسران اين شهدا مراسم بزرگداشتي برگزار مي شود که قدم تمام علاقه مندان به اين شهدا بر روي چشم هاي خانواده باکري است. شما مسوولين گرامي اگر علاقه مند به بزرگداشت و يادبود شهدا هستيد، مي توانيد با برگزاري سخنراني بدون هزينه هاي کلان از شهدا ياد کنيد و ديگر نيازي به صرف هزينه هاي گزاف و زدن پوستر و اسراف نيست چون اگر آنها دوستدار اين مسائل بودند مانند خيلي هاي ديگر در جبهه ها نبودند و با عشق و علاقه از همه چيزشان نمي گذشتند. مهدي از مبارزه هدف داشت. هميشه مي گفت قرار است حکومت عدل علي در کشور برقرار شود. همسايه گرسنه يي نخواهيم داشت. ديگر فاصله طبقاتي وجود نخواهد داشت. آيا اين است دوست داشتن مهدي باکري؟حميد عاشق فرزندان و همسرش بود. مگر مهدي به پدر شدن و زندگي در کنار خانواده و عزيزانش علاقه نداشت ولي آنها هدفي بالاتر از خودشان و خانواده هايشان داشتند. آنها به ما مي گفتند اگر ما به جنگ کفر نرويم بلايي که بر سر زنان سوسنگرد آمد بر سر شما هم مي آيد. بايد از دين و کشورمان دفاع کنيم تا آزاده زندگي کنيم و حالا آيا اين است پاسخ به هدف و خواسته آنها؟ملتمسانه خواهش مي کنيم ديگر من و ماي دل سوخته طاقت ديدن اين کارها را به اسم شهدا نداريم. از بزرگواراني ياد کنيد که بسيار پاک تر و خالص تر از مهدي و حميد بودند(به گفته خود آنها)، به خود آييد و اين همه براي رسيدن به مقام و اهداف دنيوي به دنبال گروه بندي و موافق و مخالف هم بودن نباشيد. شما هم چند صباحي مثل آنهايي که در زمان حيات شان مصدر کار بودند ولي مثل پايين ترين رده کارکنان شان زندگي کردند، باشيد تا شايد خون شهدا از شما راضي باشد. چون هميشه شعار زمان انقلاب در گوش هايم زنگ مي زند، وظيفه بر خود دانستم به عنوان يک خواهر و يک مسلمان که در آن زمان فرياد مي زديم سکوت هر مسلمان خيانت است به قرآن و هيهات من الذله و اکنون نيز مسلماني هستم که همان راه را مي روم. ديگر طاقت سکوت کردن و شاهد بودن بر بي اعتنايي به خواسته ها و هدف ها و تفکر شهيدانم را ندارم. با بازگو کردن فشار درونم وظيفه ام را نسبت به شهدا خالي کرده و انجام مي دهم، هر بار در جرايد مطالبي غيرواقعي مي خوانم تنم مي لرزد. در روزنامه يي نوشته شده بود مهدي بعد از فرار از پادگان به دستور امام (ره) زندگي مخفي اش را آغاز کرد. مهدي هيچ وقت زندگي مخفي نداشت. مهدي بعد از دستور امام راحل بر ترک پادگان ها به اروميه نزد خانواده اش برگشت و گفت حالا زمان مبارزه علني است و اعلاميه هاي امام را به همراه آورده بود که شب ها توسط خواهر و برادرهاي کوچک ترمان در کارخانه قند و منازل پخش مي شد و شب ها بر ديوارها شعارهاي انقلاب را مي نوشتند و به همراه شهيد مهدي اميني و چند تن از دوستانش به شهرهاي اطراف اروميه براي سخنراني و آگاهي دادن به مردم مي رفتند تا زمان بازگشت امام که به تهران رفت. مهدي هيچ وقت به غير از زمان تحصيل دانشگاهي اش دور از خانواده زندگي نکرد و مخفي هم نبود. خواهشمندم چنانچه از صحت مطالبي مطمئن نيستيد در مورد باکري ها چيزي ننويسيد. با تشکر خواهر باکري ها و خانواده آنها
| ||
| | | |
| صابر ( دوشنبه 2/2/1387 :: ساعت 11:5 صبح) السلام عليک يا فاطمةالزهرا (س)
يک نفر آدم بي درد و مرفه به رفيقش مي گفت:
محمود صارمي http://mahmoodsaremi.blogfa.com/ | ||
| | | |
| صابر ( دوشنبه 26/1/1387 :: ساعت 11:18 صبح) السلام عليک يا فاطمه الزهرا(س) مطالب زير برگرفته از وبلاگ
نميدانم چرا وقتي اين خبر را شنيدم به ياد حضرت امام خميني(ره) افتادم و بيانات ايشان بود که از جلو چشمانم رژه ميرفت و صداي ايشان که در گوشم ميپيچيد و آرامم ميکرد. آخر مگر نه اينکه ما فرزندان حضرت امام(ره) هستيم و در مکتب او پرورش يافتهايم؟ و مگر جواناني که از کانون ملکوتي شيراز به پرواز درآمدند و به اعلي عليين رسيدند، پيروان راستين همان امامي نبودند که فرمود:«بکشيد ما را ملت ما بيدارتر ميشود»؟! حضرت امام خميني(ره) پس از شهادت علامه مطهري(ره) در مدرسه فيضيه طي سخناني فرمودند:«اين انقلاب بايد زنده بماند؛ اين نهضت بايد زنده بماند، و زنده ماندنش به اين خونريزيهاست. بريزيد خونها را، زندگي ما دوام پيدا مي کند؛ بکشيد ما را ، ملت ما بيدارتر ميشود. ما از مرگ نميترسيم و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد. دليل ِ عجز شماست که در سياهي شب متفکران ما را ميکشيد؛ براي اينکه منطق نداريد! اگر منطق داشتيد که صحبت ميکرديد؛ لکن منطق نداريد! منطق شما ترور است؛ منطق اسلام ترور را باطل مي داند!»
آري ملت بيدار شد. خبر مباحث کانون رهپويان وصال شيراز اکنون در همهي خبرگزاريها هست و ديگر کانون و مباحثش در ايران و جهان مشهور شد. شايد بسياري از مردم شهر شيراز نيز کانون ره پويان وصال را نميشناختند، اما پس از اين حادثه و پس از شهادت عزيزانمان، سيل مردم به سمت کانون گسيل شد. در اين کانون پيرامون دو فرقهي ضالّهي وهابيت و بهائيت روشنگري ميشد و اکنون شهادت عزيزانمان در شهر شيراز باعث شد که همه منطق وهابيون و بهائيان را ببينند و بيش از گذشته انحراف، ددمنشي و گرگ صفتي ِ وهابيّون را شاهد باشند! اين کوردلان نميدانند که جوانان ما عاشق شهادت اند و بيدي نيستند که از اين بادهاي مسموم بلرزند و از ميدان به در روند. اين کوردلان و اين بندگان شيطان، اين فرمودهي حضرت امام(ره) را نشنيدهاند که «ملتي که شهادت دارد اسارت ندارد». آري اين جوانان و اين ملت عاشق شهادت است و از کشته شدن نميهراسد و همين خونها گريبان دشمنان جمهوري اسلامي را خواهد گرفت و آنها را به خاک مذلت خواهد کشاند. پايان سخن ِ من، همان است که حضرت امام خميني(ره) فرمودند:«خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند [...] و بدا به حال من که هنوز ماندهام.» [لينک] پينوشت: مسئولين امنيتي و انتظامي اصرار دارند که انفجار را حادثه و تصادف معرفي کنند، آن هم با اين دستاويز که در آن محل قبلاً نمايشگاه دفاع مقدس برپا بوده است. به ياد آوردم که در سالهاي اخير هر وقت هواپيمايي سقوط ميکرد، آن را به اشتباه خلبان نسبت ميدادند! حجت الاسلام و المسلمين انجوي نژاد که دقايقي پيش از انفجار در حال سخنراني بوده ميگويد:«اين واقعه را جهت اطلاع مردم کشور عزيزمان و به دستور حضرت آيت الله حائري شيرازي نماينده مقام معظم رهبري در استان فارس و امام جمعه محترم شيراز عرض ميکنم: ديشب بعد از سخنراني، حدود ساعت ??:?? متوجه انفجاري در محل کانون شديم و بعد از کارشناسي، گروههاي متخصص به اين نتيجه رسيدند که شخصي مواد منفجره را در زير قفسهاي که مربوط به نمايشگاه معراج شهدا ميباشد، قرار داده است. در اين قفسه آثاري از شهدا منجمله لباس، پوتين، چکمه، کلاه آهني، پوکههاي خمپاره منور و پوکه توپ به عنوان گلدان استفاده شده بود که با انفجار اينها تبديل به ترکش شده و متاسفانه منجر به جراحت شديد و شهادت جمعي از دوستانمان شد و در بررسي دقيق با توجه به اينکه در زير قفسه، چالهاي ايجاد شده است، معلوم گرديده که در آن مکان مواد منفجره کار گذاشته شده بوده است. شدت انفجار به حدي بوده است که موج آن قفسه را به آسمان پرت کرده، به سقف حسينه زده و برگشت خورده است. لازم به ذکر است که اين مواد منفجره در کيفي که در زير قفسه بود، جاسازي شده بود. اين که گفته ميشود حادثه بوده، هرگز اين طور نيست و آنچه که روي ميز معراج الشهدا بوده علاوه بر آثار و نامههاي شهدا، چند پوکهي خالي منور بوده است و عکسهاي معراج الشهدا قبل از انفجار اين را تاييد ميکند.» انجوي نژاد اضافه ميکند:«تعدادي از اعضاي کانون آمادهي چهره نگاري از فرد مظنون هستند» و تأکيد ميکند:«انفجار کانون رهپويان وصال بدون شک بمبگذاري بوده است.» [لينک] بايد به عزيزاني که وظيفهي امنيت و نظم جامعه را عهده دار هستند خاطر نشان کرد که با امن نشان دادن جامعه، امنيت ايجاد نميشود و راست گويي موجب ناامني نميگردد و از طرفي اقرار به وقوع يک حادثهي تروريستي باعث تقويت تروريستهاي کوردل نميشود و پيروزياي به نامشان ثبت نميکند، چرا که از يک طرف ترور و خشونت نزد ملت غيور ايران و آزادگان جهان محکوم است و از طرف ديگر بردن يک کيف به يک هيئت عزاداري بدون محافظ، کاري است که از يک بچهي هفت ساله هم برميآيد! پس ارزش شهداي حادثه را پايين نياوريد، با مردم روراست باشيد و مطمئن باشيد در اين صورت موجوديت بهائيت و وهابيّت بيش از پيش متزلزل خواهد شد و چهرهي پليدشان منفورتر خواهد شد و علاقه و دلبستگي مردم به نظامشان دوچندان خواهد گرديد. آخرين خبر: يک مقام مسئول در مخابرات ماکروويو گفته است که پيش و بعد از وقوع انفجار در شيراز ، تماسهايي از طريق تلفن همراه با انگلستان برقرار شده است و مسئولين امنيتي ميتوانند اين موضوع را بررسي کنند. براي شنيدن صوت و دين فيلم انفجار و مشاهده آخرين اخبار به سايت کانون برويد. [لينک] | ||
| | | |||||||
| صابر ( دوشنبه 26/1/1387 :: ساعت 10:30 صبح)
| ||||||||
| | | |
| صابر ( شنبه 17/1/1387 :: ساعت 10:37 صبح) السلام عليک يا فاطمة الزهرا (س) اين همه يوسف(قسمت اول)
شب امشب شور شيريني است در من | ||